خدا قوت برادر

گردان پشت میدان مین رسیده و زمین گیر شده بود. چند نفر رفتند تا معبر رو باز کنند. او هم رفت، 15 ساله بود.

چند قدم که رفت، برگشت. یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت! او ، پوتین هایش را به یکی از بچه ها داد و گفت؛
تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله!... پابرهنه رفت!...



راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!

/ 0 نظر / 7 بازدید