آستان جانان ۱

 

ستایش برای خداست

 

آن نخستین بی آغاز و آن واپسین بی انجام . او که دیده ی بینندگان از دیدنش فرو ماند و اندیشه ی وصف کنندگان ستودنش نتواند .

ستایش برای خداست که خود را به ما شناساند وشیوه ی سپاسگزاری از خود را به ما آموخت . ستایشی که در روز خیره شدن چشمها از ترس قیامت ، دیدگان ما بدان روشنی گیرد ، و آنگاه که عده ای سیه روی گردند ما بدان رو سپید شویم .

ستایش که ما را از آتش دردناک خدا برهاند ودر کنار بخشش همواره اش بنشاند . ستایشی که ما را با فرشتگان مقرب او همنشین سازد ودر سرای جاویدی که پیوسته باقی است ودر جایگاه پر نعمتی که هر گز دگرگون نشود ما را با پیامبرانی که فرستاده . همدوش و همنفس گرداند .

ستایش برای خداست که در  نیاز را ، جز به درگاه خویش از هر سو برما بست .

حالا چگونه سپاس او را گزاریم ؟ کی توانیم از عهده ی شکرش به در آییم ؟ نه ، کی توانیم ؟

در کیفر دادن ما عجله نکرد ودر انتقام گرفتن از ما شتاب نورزید بلکه از سر بزرگواری ، با رحمت خود با ما مدارا کرد واز روی یردباری با مهربانی مهلتمان داد وبازگشت ما را به انتظار نشست .

ستایشی برتر از هر ستایش دیگر ، به همان اندازه که پروردگار ما ، خود از همه ی آفریدگانش برتر است .

صحیفه ی سجادیه

آستان جانان ۲

    سپاس خدای را بر آنچه از خدایی خود به ما شناسانده وبر آنچه از شکر خود به ما الهام کرده وبر آن درها که از علم به ربوبیتش بر ما گشوده وبر اخلاص در توحیدش که ما را به آن رهبری کرده واز کجروی وشک در کار خود دورمان ساخته ؛ چنان سپاسی که به آن در زمره ی سپاسگزاران خلقش زندگی کنیم وبر هرکه به خشنودی عفوش پیشی جسته سبقت گیریم ؛ سپاسی که تاریکیهای برزخ در پرتوش برما روشن شود وراه رستاخیز را بر ما هموار سازد ومنازل مارادر پیشگاه گواهان { ازفرشتگان وپیغمبران وامامان } بلند گرداند روزی که « هرکسی به سزای عمل خود می رسد وبه مردم ستم نمی شود » ، « روزی که به هیچ وجه دوستی به کار دوستی نمی خورد وایشان یاری نمی شود » ؛ سپاسی که در نامه ی نوشته شده ای که مقربین آن را مشاهده می کنند ، از جانب ما به اعلی  علیین با لا رود ؛ سپاسی که چون چشمها خیره شود دیده های ما به آن روشن گردد وچون رویاها سیاه شود ، چهرهای ما به آن سفید گردد ، سپاسی که به آن از آتش دردناک خدا آزاد شویم  وبه جوار ارجمندش رهسپار گردیم ؛ سپاسی که با آن  شانه برشانه ی فرشتگان مقرب او زنیم ودر اقامتگاه جاودانی وسرای عزت سرمدیش در سلک پیغمبران مرسل در آییم .

صحیفه سجادیه